خرید بک لینک
ای که تو را در گذر نسل ها و عمر ها یافته ام، من نیز هر لحظه پیوندم را با زمین میگسلم، با آسمان آشنا شو، با ستارگان انس بگیر، با آنها (( معاشرت کن))، با ماه رفیف شو، با آسمان شب ها خو بگیر ، آنجا وطن ما است، سرزمین آزادی ما است، میعادگاه آزاد ما است، من در هر ستاره، در جلوه ی هر مهتاب ، در عمق تیره ی هرشب ، در هر طلوع، در هر غروب، چشم به راه آمدن توام، بیا، هرشب بیا، از ستاره ها نشان مرا بپرس، از مهتاب سراغ مرا بگیر ، از سکوت کهکشان ها زمزمه ی مهرجوی مرا با خود بشنو!

از پهنه ی ابدیت جاودانگیِ آنچه با هم ساخته ایم ، در هم نهفته ایم ، با هم داریم آنچه ما را ساخته است، آن که مارا آفریده است، آن که ما را به هم آشنا کرده است ، آن که مادر ما است ، خدای ما است، روح هر دوی ما است نمی دانم چه ی ما است ، چه کاره ی ما است، آن که ما است، آن را که ما است، آن را که دو نیمه را یک سیب کرده است، آن که دو نیمه را یک خویش کرده است دریاب!

بخشی از کتاب هبوط دکتر شریعتی

برچسب: نویسنده: امیر شریفی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی