خرید بک لینک
پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت و خداوند توبه ی او را پذیرفت، زیرا خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.

سوره ی بقره، آیه ی 37

نمی توانستم حرف بزنم، نه با آدم ها، نه با دنیا، نه با درختان و باران که با تو نمی توانستم حرف بزنم.نه اینکه بلد نبودم،بلد بودم اما نمی توانستم چیزی بگویم. زندگی با تمام روزمرگی هایش مرا با خود برده بود. یادم رفته بود یادت باشم. وقتی درس می خواندم، وقتی از صدای باران شاد می شدم، وقتی بی دلیل دلم می گرفت، وقتی در خانه تنها بودم، حتی وقتی نماز می خواندم.

یادم رفته بود چطور یادت باشم، نماز می خواندم اما حواسم پیش تو نبود. هی دور و دورتر می شدم از تو، از لبخندتو، از نگاه رنگین کمانی تو. هی غرق و غرق تر می شدم در زندگی، در کتاب هایم. هی نا امید می شدم بی اختیار. هی دلم میگرفت بی اختیار و احساس می کردم چیزی گم کرده ام.

تو اما بودی. تمام روزهایی که من دور می شدم. تمام روزهایی که من غرق می شدم تو بودی. حتی دستم را هم گرفته بودی. که اگر نبودی و دستم را نمی گرفتی، نه فقط دست هایت که همه چیز را از دست می دادم. تو سکوت کرده بودی و بی صدا در کنارم حضور داشتی تا نگذاری خیلی دور شوم.

یک جایی راه تمام شد. شاید هم من از رفتن خسته شده بودم. همان جایی که دیگر نتوانتستم دلی را شاد کنم و مشکل کسی را حل کنم. همان جایی که احساس کردم روزهای زیادی را بر باد داده ام، بدون اینکه با تو حرف زده باشم.

من خسته بودم.. تو کوت کرده بودی. راه زیادی را رفته بودم، اما اشتباه. پشت سرم را که نگاه کردم،ترسیدم. انگار خیلی دور شده بودم. پنجره ها را گم کرده بودم و هرچه می رفتم دیوار بود و دیوار.

پاهایم نای رفتن نداشتند. بی اختیار نشستم. زیر سایه ی درختی بزرگ و سبز نشستم. تو سکوت کرده بودی، اما حواست به من بود. تو درخت را سر راهم قرار داده بودی تا زیر سایه اش بنشینم و خستگی هایم را برایت بگویم.

درخت یادم آورد که چطور با تو حرف می زدم.درخت نشانم داد تمام طول راه، هر قدمی که برداشته ام، تو بوده ای. نه اینکه از دور مراقبم بودی، دستم را گرفته بودی و نگران، نگاهم می کردی که مبادا پایم بلغزد و دستم از دستت رها شود.

درخت سبز انعکاس تو بود. مرا در حریم مهربانش جای داد و من بی اختیار صدایت کردم بارها و با واژه هایی که روزی یادم داده بودی. حرف زدم ساعت ها. دیگر سکوت نکرده بودی، لبخند می زدی انگار.

نوشته ی مسیحا راد

برچسب: نویسنده: امیر شریفی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 22:21

صفحه بندی